آغاز پیوندهای نو، از دل گفتوگو
اینجا در خانه فرهنگ ایران و ژاپن بر این باوریم که اولین قدم برای پیوند آدمها و فرهنگهای متفاوت، تعمیق شناخت و درک یکدیگر است.
جغرافیا، تاریخ، فرهنگ و شیوههای زیستن، و تجربههایی که مردم در گذر زمان اندوختهاند، شکلدهندهی ارزشها و رفتار آنهاست. آگاهی از این پیشینهها با کمک به یافتن نقاط اشتراک، داوریهای یکسویه، سوءتفاهمها، ترسها و تنشهای ناشی از «دیگری» پنداشتن آدمها را کاهش میدهد.
فهم متقابل، بستری برای گفتوگو در فضایی آرام و امن فراهم میکند. در چنین بستری میتوان با احترام به نگرشها و جایگاههای متفاوت، با هم اندیشید که چگونه با این تفاوتها روبهرو شده، و راهی به تعامل بهتر بیابیم.
در این محیط است که آشنایی با روزمره و فرهنگ مردم – که از میان اخبار و تصویرهای رایج بهدرستی دریافت نمیشود – پیوند بیواسطه، همدلی و همکاری میان آدمها را مهیا میکند. آنگاه مرزهای جغرافیایی و سیاسی دیگر مانعی برای نزدیک شدن و شناخت نخواهند بود.
هدف ما مشارکت در فراهم آوردن مجالی برای این شناخت متقابل است.
اینجا با تکیه بر دانش تخصصی و تجربهی عملی، تفاوتهای زبانی و فرهنگی را به فرصتی برای شناخت، گفتوگو، همکاری و آفرینش ارزشهای نو تبدیل میکنیم.
اگر میخواهید ژاپن و جامعهی ژاپنی را بهتر بشناسید، اگر در پی همافزایی با علاقهمندان و فعالان ژاپنی هستید، یا اگر به تبادل و توسعهی فعالیت در حوزههای فرهنگ، آموزش و کسبوکار میاندیشید، با ما در میان بگذارید.
با افتخار مایلیم در این مسیر همراهیتان کنیم.
درباره عنوان چرندپرند
همه چیز از یک پدیدهی زبانشناسانه آغاز شد؛ یک شباهت واژگانی که فکر کردیم ارزش پرداختن دارد.
«چرندپرند» در زبان فارسی به معنای سخن بیپایه و بیاهمیت است.
در زبان ژاپنی نیز ترکیب واژگانی ちゃらんぽらん با تلفظی مشابه (چَرَن پُرَن) و با معنایی بسیار نزدیک وجود دارد.
دو زبان که هیچ ریشهی مشترکی ندارند، برای اشاره به مفهومی تقریباً یکسان، به واژهای با تلفظی مشابه رسیدهاند. این همآوایی اتفاقی، نقطهی آغاز نامگذاری ما بود.
نامی که برای خانه فرهنگ ایران و ژاپن برگزیده شد، در زبان فارسی همان «چرندپرند»، و در زبان ژاپنی チャランパラン (با تلفظ چَرَن پَرَن – Charan Paran) است؛ که هرچند هم با واژهی فارسی و هم با واژهی ژاپنی فوق تفاوت ظریفی دارد، از لحاظ آوایی، جایی در میانهی این دو ایستاده تا با بهرهگیری از پیشینهی زبانی مخاطب ایرانی و ژاپنی، آوایی آشنا، و یادآور این پدیدهی زبانی جالب باشد.
این نامگذاری اما تنها بازی با کلمات نیست، و روی معنایی ویژهای نیز دارد.
حدود یک قرن پیش، علیاکبر دهخدا، ادیب و لغتنامهنویس بزرگ ایرانی، در روزنامهی «صوراسرافیل» مجموعه مقالاتی طنز و انتقادی تحت عنوان «چرند و پرند» مینوشت. این عنوانِ بهظاهر بیاهمیت، در واقع پوششی بود برای نقدهای جدی وضعیت اجتماعی و سیاسی زمانه؛ نوشتههایی که به زبان مردم کوچه و بازار، ساده و بیتکلف، حرفهایی میزد که نثر رسمی و ادبی آن دوران یارای گفتنش را نداشت.
دهخدا با این نامگذاری، هم خودِ تکلف و رسمیتی را به سخره گرفت که جرأت بیان انتقادی و اظهارنظر آزادانه و بیتکلف را از مردم عادی میگرفت، و هم سخن خود را به گوش عموم مردم (نه فقط خواص و نخبگان جامعه) رساند.
از این ایده الهام گرفتیم.
شناخت ایران و ژاپن از یکدیگر نیز، تا امروز معمولاً از مسیر روایتهای رسمی، رسانههای دولتی و متون تخصصی و دانشگاهی شکل گرفته است؛ روایتهایی که غالباً کلان، جهتدار و از جایی دورند.
اما ما بر این باوریم که آنچه دو جامعه را به هم نزدیک میکند، بیشتر در لایههای ساده و روزمرهی زندگی یافت میشود. در ضربالمثلها، شوخیها، عادتها، تصورات و حتی سوءتفاهمهای عامیانهای که مردم عادی نسبت به جوامع دیگر دارند.
ارزشمندترین هدف «چرندپرند» اینجاست:
فراهم کردن فضایی برای گفتوگو و شناخت متقابل در همین سطح ساده و بیتکلف، در برابر روایتهای رسمی و متون تخصصی.
ما به دنبال آنیم که ایرانی و ژاپنی، فارغ از زبان دیپلماسی و تحقیقات کتابخانهای، پیش و بیش از هر چیز، صدای واقعی زندگی روزمرهی یکدیگر را بشنوند؛ و میکوشیم تا این مهم را با روشی دهخداگونه، و با عنوانی متواضعانه و کنایهآمیز و بیانی ساده و همهفهم پیگیری کنیم.